مديريت هنر است

*براي مدير خوب بودن، بايد مهارت هاي يک پدر يا مادر خوب را در خود تقويت کنيم.
*کاميابي يا شکست هر سازمان را بايد در عملکرد رهبر سازمان جستجو کرد.
*اگر در نقش رهبر، از کارکنان خواهان کار با ارزش هستيد، با آنان صادق باشيد.
*برنامه ريزي آموزشي بايد بگونه اي باشد که کارکنان، آموزش هاي لازم را قبل از اين که به آن نياز پيدا کنند، فراگيرند.
*يک مدير بايد تصميم هاي سخت و استوار بگيرد و اطمينان يابد که زير دستان، آن تصميم ها را خوب درک مي کنند.
*يک رهبر بايد زير دستانش را باور کند تا بيشترين کوشش آنان را آشکار سازد.
*خودشناسي را پيشه خود ساز که مشکل ترين درس جهان است.
*يکي از راه هاي ايجاد انگيزه در کارکنان، احترام گذاشتن به آن ها است.
*وقتي مدير جديدي بر سر کار مي آيد، طي دوره انطباق امري طبيعي است. به مدير جديد فرصت دهيد تا کارايي خود را اثبات کند.
*با کارکنان دوستانه رفتار کنيد، بدون اين که احترام متقابل را به خطر بياندازيد.
*با عدالت رفتار کنيد تا اعتماد متقابل در سازمان افزايش يابد.
*هيچ سازمان يا شرکتي قادر نيست با مهارت هاي يک نفر رشد کند.
*همواره در کارها براي کمک به کارکنان زير مجموعه خود و همکاران پيشقدم شويد.
*با هم بودن آغاز است. با هم ماندن پيشرفت است. باهم کار کردن موفقيت.
*مشارکت دادن کارکنان در تصميم گيري ها باعث افزايش روحيه آن ها مي شود.
*تمرکز فکري خود را از روي گذشته، به حال و آينده سوق دهيد.
*چيزي که امروز نو است فردا روز کهنه به حساب مي آيد.
*بزرگي را به کسي نمي بخشند، خود بايد آن را بدست آوريد.
*دلايل شکست را ابتدا بايد در خود جستجو کنيم.
*براي تصميم گيري، از کامل ترين، صحيح ترين و جديدترين اطلاعات استفاده کنيد.